یه نوجون سالم

این وبلاگ به منظور شرکت در جشنواره نوجوان سالم ساخته شده است.

یه نوجون سالم

این وبلاگ به منظور شرکت در جشنواره نوجوان سالم ساخته شده است.

نوجوان شایسته چه صفاتی باید داشته باشد؟ «قسمت اول»

نوجوان شایسته چه صفاتی باید داشته باشد؟


در درجه اول ایمان به خدا و التزام به جمهوری اسلامی ایران:

نوجوان شایسته باید ایمان به خدا را فراموش نکند زیرا خدا کسی است که این دنیای بزرگ وانسان هارا آفریده و به شما اجازه داده است که زندگی کنید او بخشنده و مهربان است.اوهمتا وهمانندی ندارد و در همه ی کارها به ما کمک میکند.التزام به جمهوری اسلامی ایران را باید یکی از وظایف دینی و ملی خود بدانیم،چون ما در کشوری اسلامی زندگی میکنیم و به کشور خود عشق می ورزیم...

 
ادامه مطلب ...

خداکندکه جوانان زحق جدانشوند     به صحبت بدوبدخواه آشنا نشوند

زلفظ مدرسه تعلیم وتربیت گیرند     هواپرست وطمعکاروخودستا نشوند

خداکندکه جوانان ره هنرپویند       شکسته بال وپریشان وبی نوانشوند

پی سیاست بدکارگان قدم ننهند       وطن فروش وخطاکاروبد ادانشوند

خداکندکه جوانان عقیده مندشوند  سبک عنان وتهی مغزوخودنما نشوند

سرعقیده خودای بفشرند چوکوه     به سان کاه زهر بادجابه جا نشوند

شیرین مثل قند

نوجوانی یک دوره شیرینه مثل قند .اما گاهی وقتا، بعضی اتفاقات ،تلخشون میکنه عین چای ،اما ماباید همیشه مثل قندباشیم.همه چیزوبه کام خودمون شیرین کنیم.زندگی اونقدری که مافکرمی کنیم سخت نیست.درسته چایی تلخه امابایک راهکارساده مثل استفاده از قند شیرین میشه بیایید تمام مشکلات ای دوره رو بایک راهکار ساده شیرین کنیم .والبته باتوکل برخدا.

بهشت و جهنم !

بهشت و جهنم !

یک مرد روزی با خداوند مکالمه ای داشت:“خداوندا دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟”

فرشته ای از طرف خداوند آن مرد را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف غذا بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!

افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند
.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت:“تو جهنم را دیدی!”

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و فرشته در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف غذا روی آن که دهان مرد را آب انداخت!

افراد دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت:“نمی فهمم!”


خداوند جواب داد:“ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند

فرصت نوجوانی

دوستان من به خاطرداشته باشیدددرسته که مانوجونیم وحق داریم هرکاری بکنیم اما نباید کارهایی انجام بدیم که اینده ماروتباه کنه .ماحق نداریم هرکاری روانجام بدیم وبعدبندازیم تقصیراینکه مانوجوانیم.این یک عقیده غلط.یه نوجوان سالم کسی که ازفرصت های زندگی اش به بهترین نحوممکن استفاده کنه همون جورکه امام علی علیه السلام مولای متقیان می فرماییند:فرصت ها مانند ابرها به سرعت می گذردپس فرصت های خوب راغنیمت شمارید.